فردای دگر | سینا سرلک

فردای دگر

گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر
باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر
مست مستم مشکن قدر خود ای پنجه غم
من به میخانه‌ام امشب تو برو جای دگر
نشینده است گلی بوی تو ای غنچه ناز
بوده ام ورنه بسی همدم گلهای دگر
تا روم از پی یار دگری می باید
جز دل من دلی وجز تو دلارای دگر
تا روم از پی یار دگری می باید
جز دل من دلی وجز تو دلارای دگر
چه به میخانه چه محراب حرامم باشد
گر به‌جز عشق توام هست تمنای دگر
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر
نشینده است گلی بوی تو ای غنچه ناز
بوده ام ورنه بسی همدم گلهای دگر
تا روم از پی یار دگری می باید
جز دل من دلی وجز تو دلارای دگر
تا روم از پی یار دگری می باید
جز دل من دلی وجز تو دلارای دگر
چه به میخانه چه محراب حرامم باشد
گر به‌جز عشق توام هست تمنای دگر
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *