بابا ببوسم | مرتضی جعفرزاده

بابا ببوسم

ببوسم دست هایِ پینه بسته ، عرق بر صورتت نقشی بِبسته
عرق بر صورتت نَقشی ببسته
تویی آروم پدر با دلی خَسته بمیرم ؛ من چرا دلت شکسته
بمیرم من چرا دلت شکسته
به قربون ترک های دو دستت ؛ فدایِ صورت پیر و شکستت
فدای صورت پیر و شکستَت
بیا بابا بیا دورت بِگردم ، خودم میشم عصای دل خستت
خودم میشم عصای دلِ خستت
به قلبم هک شُده نامت ، همیشه بزرگ مَردی دلت مانند شیشه
بزرگ مردی دلت مانند شیشه
تو هستی قرصه پشتم ، کوه دارم .. تو هَم رفیقی و سنگن صبورم
تو هم رفیقی و سنگن صبورم
آهنگ بابا بی وفا بودم
دو دستت خالی و بغض تو صداته ، فقط شرمنده ای از بچه هاته
فقط شرمنده ای از بچه هاته
هنوز سرت چراغ خونه یِ ما ، نبینم دوباره اشکِ تو چشاته
نبینم دوباره اشکِ تو چشاته

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *