بار آتش | محمد اصفهانی

بار آتش

بر آتش ، تو نشستیم و دود شوق بر آمد ؛ تو ساعتی ، ننشستی ، که آتشی بنشانیم

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *