آفتاب مهربانی | محمد اصفهانی

آفتاب مهربانی

آفتاب مهربانی سایه ی تو بر سر من ، ای که در پای تو پیچید ساقه ی نیلوفر من
با تو تنها با تو هستم ای پناه خستگی هام ، در هوایت دل گسستم از همه دلبستگی هام
در هوایت پر گشودم باور بال و پر من باش ، شعله ور از آتش غم خرمن خاکستر من باش
ای بهار باور من ای بهشت دیگر من چون بنفشه بی تو بی تابم بر سر زانو سر من
بی تو چون برگ از شاخه افتادم ، زرد و سرگردون در کف بادم
گرچه بی برگم ، گرچه بی بارم در هوای تو بیقرارم
برگ پاییزم بی تو میریزم ، نو بهارم کن ، نوبهارم کن
ای بهار باور من ای بهشت دیگر من چون بنفشه بی تو بی تابم بر سر زانو سر من
آفتاب مهربانی سایه ی تو بر سر من ، ای که در پای تو پیچید ساقه ی نیلوفر من
در هوایت پر گشودم باور بال و پر من باش ، شعله ور از آتش غم خرمن خاکستر من باش
ای بهار باور من ای بهشت دیگر من چون بنفشه بی تو بی تابم بر سر زانو سر من

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *