رفیق روزهای تلخ (دلی) | معین زد

رفیق روزهای تلخ (دلی)

شما همه رفیق و او قبل شما رفیق بود
اگر کسی نماند بدان دخل به خرج نمیخورد
چنانچه پر حساب دوست گفت به من نمیخورد
گهی به کج که حکمت است تو خود مرا به آن بری
خطا اگر که سر زند تویی فقط که داوری
به خیر بی توجهم به حاکمان این زمان
که هر که هر چه حرف بود و زد و به پای آن نماند
رها منم که با توام به دور از طمع ولع
تو باش و بی نیاز من تو باش نه این همه خلا
چقدر تورا که دارمت چقدر تو کل و کاملی
نه دست نوشته دادمت قراردادمان دلی
رفیق روزای خوب رفیق روزای تلخ
به جز تو هیچ مرهمی به قلب من اثر نکرد
مرا به خاطر خودم نه این که چون که چیز بود
که من در هر شرایطی برای او عزیز بود

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *