امشب غزل مرا به هوایی دگر ببر
تا هر کجا که میبردت بال و پر ببر
تا ناکجا ببر که هنوزم نبرده ای
این بارم از زمین و زمان دورتر ببر
اینجا برای گم شدن از خویش کوچک است
جایی که گم شوم دگر از هر نظر ببر
آرامشی دوباره مرا رنج میدهد
نگذار در سکوتمو سوی خطر ببر
نگذار در سکوتمو سوی خطر ببر
دارد زبان زخم دلم بسته می شود
بازم به میهمانی آن بیشتر ببر
خود را غزل به بال تهی گر سپرده ام
هر جا که دوست داری هم امشب به من ببر
امشب غزل مرا به هوایی دگر ببر
تا هر کجا که میبردت بال و پر ببر
تا ناکجا ببر که هنوزم نبرده ای
این بارم از زمین و زمان دورتر ببر


نظرات