نور | ماهان بهرام خان

نور

روزای بی تو آرامشم بود دلم که دادم بهت آرامشم کو
بس با تو سردم نمیشه صبر کرد باید ازت رد شم مثه یه آدم خونسرد
تورو دیگه نمیخوام برو کاش ندیده بودم اصلا تورو
یهو ورق برگشت بریدم تهش تاریک شد جلوم
ببین دستام سرده حرفات دیوونم کرده
تورو دیگه نمیخوام برو نمیشناسم اصلا تورو
گفتم با تو حال من خوشه شانس زد حالا منو میکشه
نباشی رو مودم برمیگردم به حال خوبم
بعد تو میدونی همه جوره خوبه حالم
بعدت میرسم به آرزوهای محالم
شک تو دلم من نی بی تو دیگه روبراهم
باید که جدا شه از تو دیگه راهم
تو مثه نور بودی توی تاریکی
فرق عشق و نفرت چه مرز باریکی
با تو دیگه انگاری توو قفسمو
هوای تو دیگه داره میگیره نفسمو
تورو دیگه نمیخوام برو کاش ندیده بودم اصلا تورو
یهو ورق برگشت بریدم تهش تاریک شد جلوم
ببین دستام سرده حرفات دیوونم کرده
تورو دیگه نمیخوام برو نمیشناسم اصلا تورو
گفتم با تو حال من خوشه شانس زد حالا منو میکشه
نباشی رو مودم برمیگردم به حال خوبم
چرا انقد به چش تو بد بودم
انگار جلو راه تو من سد بودم
کم گذاشتی ولی واست صد بودم
صد بودم صد بودم
چرا انقد به چش تو بد بودم
انگار جلو راه تو من سد بودم
کم گذاشتی ولی واست صد بودم
صد بودم صد بودم

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *