ساعت شنی | آصف آریا

ساعت شنی

اومدم باز لب دریا تک و تنها به یادت به یادت
جاتو به هیشکی ندادم توی قلبم دلم میخوادت دلم میخوادت
یه ساعت شنی تو دستمه خستم از بس که نیومدی رفتی که بری
قرارمون این نبود اینجوری رد شی که خاطرم بشی قرار بود مال من بشی
یه ساعت شنی تو دستمه خستم از بس که نیومدی رفتی که بری
قرارمون این نبود اینجوری رد شی که خاطرم بشی قرار بود مال من بشی
مینویسم اسمتو باز روی شنای ساحل من هنوز دیوونتم نیای نمیشم عاشق
از تو به دریا میگم از تو به موجا میگم به خدا داد میزنم اسمتو هرجا میگم
اسمتو هرجا میگم …
یه ساعت شنی تو دستمه خستم از بس که نیومدی رفتی که بری
قرارمون این نبود اینجوری رد شی که خاطرم بشی قرار بود مال من بشی
یه ساعت شنی تو دستمه خستم از بس که نیومدی رفتی که بری
قرارمون این نبود اینجوری رد شی که خاطرم بشی قرار بود مال من بشی

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *