1000 سال گذشت | آصف آریا

۱۰۰۰ سال گذشت

هنوز هوا که میزنه یه نمه بارون دوباره این دله میشه یه نمه داغون
لباسمو میپوشمو میزنم به خیابون همون خیابون
من عاشقش شدم چرا بهش نگفتم
حیف از اون روزای عمر من که مفت رفت
دیگه حتی بدم میاد از صدای بارون
بدم میاد از صدای بارون
از اون شب به بعد هزار سال گذشت
ولی اون که رفت دیگه برنگشت
از اون شب به بعد هزار سال گذشت
ولی اون که رفت دیگه برنگشت
حیف از اون روزای عمر من که مفت رفت
دیگه حتی بدم میاد از صدای بارون
بدم میاد از صدای بارون
از اون شب به بعد هزار سال گذشت
ولی اون که رفت دیگه برنگشت
از اون شب به بعد هزار سال گذشت
ولی اون که رفت دیگه برنگشت

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *