ای دل | علیرضا قربانی

ای دل

ای دل شکایت‌ ها مکن تا نشنود دلدار من
ای دل نمیترسی مگر از یار بی‌ زنهار من
ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من
نشنیده‌ ای شب تا سحر آن ناله‌ های زار من
اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان
این بس نباشد خود تو را کا گه شوی از خار من
یادت نمی‌ آید که او میکرد روزی گفت گو
میگفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من
چون مهر دیدم رای او افتادم اندر پای او
گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *