به دریایی در افتادم که پایانش نمیبینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی دانم
فراغم سخت میاید ولیکن صبر می بادید
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم
مپرس اندوش چون بودی به تاریکی و تنهایی
شب هجرم چه میپرسی که روز وصل حیرانم
شبان اهسته مینالم مگر در دم نهان ماند
به گوش هرکه در عالم رسید اواز پنهانم
من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت
هنوز آواز میاید به معنی از گلستانم


نظرات