افشاری | علیرضا قربانی

افشاری

نکنم اگر چاره دل نکنم اگر چاره دل هر جایی را
نتوانم و تن ندهم رسوایی را نتوانم و تن ندهم رسوایی را
چه خوش است اگر چه خوش است اگر دیده رخ دلبر بیند
نبود جز این فایده ای بینایی را نبود جز این فایده ای بینایی را
نرد از من از سر و سودایت بیرون نرد از من از سر و سودایت بیرون
اگرش بکوبی تو سر سودایی را اگرش بکوبی تو سر سودایی را
همه شب من اختر شمرم کی گردد صبح
همه شب من اختر شمرم کی گردد صبح
مه من مه من آخ مه من مه من مه من آخ مه من
مه من چه دانی تو غم تنهایی را مه من چه دانی تو غم تنهایی را
نکنم اگر چاره دل نکنم اگر چاره دل هر جایی را
نتوانم و تن ندهم رسوایی را نتوانم و تن ندهم رسوایی را

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *